هوای گریه...

سلام

من دیروز داشتم دوتا از تصانیف (ج تصنیف) همایون شجریان رو گوش می دادم. به نظرم اومد که واقعا شاهکار بود. این تصنیف ها از اشعار خیلی خوبی هم بهره مند بودن.

امروز تصمیم گرفتم که هم متن این دوتا تصنیف رو بذارم هم لینک دانلودشون رو

شدیدا توصیه می کنم که این تصنیف ها رو دانلود کنین و حتما گوش بدین

تصنیف اول اسمش هست ((هوای گریه)) که شعرش از سیمین بهبهانی است

تصنیف دوم اسمش هست (( خانه سودا)) که شعرش از مولوی است

هر دوتای این تصنیف ها مال اولین آلبوم مستقل همایون شجریانه که اسمش هست ((نسیم وصل))

لینک دانلود و متن اشعار رو می تونین توی ادامه مطلب ببینید.

امیدوارم که خوشتون بیاد

ادامه نوشته

دست منست و دامنت ...

 

ای بت نازنین من ، دست منست و دامنت

یار ستم پرست من،چند کنی شکست من

دل شده پای بست تو، فتنه چشم مست تو

قبله دل برای تو، کعبه جان هوای تو

لعل لبت شفای من، داده غمت سزای من

عهد وفا نمی کنی، ترک جفا نمی کنی

شمع منست روی تو، عمر منست موی تو

بر سر ره به خواریم، چند کشی به زاریم

ماه رخی و مشتری، رشک بتان آذری

عالم دل چو پاک شد، جامه زهد چاک شد

جان و جهان من تویی،روح و روان من تویی

ننگ برفت و نام شد، صبح برفت و شام شد

گر بزنی به خنجرم،جز ره عشق نسپرم

خاک درت گزیده ام،به زتو کس ندیده ام

شمس جلال من تویی،صبح وصال من تویی

 

سرو سمن برین من ، دست منست و دامنت

 دامن تست و دست من ، دست منست و دامنت

تا چه کشم زدست تو، دست منست و دامنت

روی منست و پای تو ، دست منست و دامنت

گر نکنی دوای من ، دست منست و دامنت

بیش صفا نمی کنی ، دست منست و دامنت

جان منست بوی تو ، دست منست و دامنت

گر تو چنین گذاریم ، دست منست و دامنت

برگذری و ننگری ، دست منست و دامنت

آب رخم چو خاک شد ، دست منست و دامنت

سرو روان من تویی ، دست منست و دامنت

عیش دلم تمام شد ، دست منست و دامنت

رومی خسته خاطرم ، دست منست و دامنت

وز همه کس بریده ام  ، دست منست و دامنت

واقف حال من تویی ، دست منست و دامنت    

 

مولوی