سلام

امروز 28 اردیبهشت به مناسبت بزرگداشت حکیم خیام نیشابوری می خوام چند تا از رباعیات این شاعر بزرگ ادب پارسی رو بذارم.

امیدوارم خوشتون بیاد.

 

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

این سبزه که امروز تماشاگه ماست

 

بی باده ی ارغوان نمی باید زیست

تا سبزه ی خاک ما تماشاگه کیست

 

ای چرخ فلک خرابی از کینه ی تست

ای خاک اگر سینه ی تو بشکافند

 

بیدادگری شیوه دیرینه ی تست

بس گوهر قیمتی که در سینه ی تست

 

ای دل چو زمانه می کند غمناکت

بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند

 

ناگه برود ز تن روان پاکت

زان پیش که سبزه بر دمد از خاکت

 

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

هان تا ننهیم جام می از کف دست

 

نتوان به امید شک همه عمر نشست

در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست

 

چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست

انگار که هرچه هست در عالم نیست

 

چون هست به هرچه هست نقصان و شکست

پندار که هرچه نیست در عالم هست

 

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

 

شادی و غمی که در قضا و قدر است

چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

 

انشا الله در بخش دُرَج چند رباعی دیگه از خیام می ذارم